سایت بندپی Bandpay.ir

جشن تیرماه سیزه شو

بر اساس تقویم فرس قدیم شب سیزدهم تیرماه (ازماه های تقویم مازندرانی که با تیرماه خورشیدی متفاوت است) جشن تیرماه سیزه شو در بندپی ومناطق کوه نشین جنوب شهرستان بابل برگزار می شود.

این جشن را در قدیم * تیرگان * می نامیدند چون سیزدهمین روز هر ماه قدیم نیز تیر نامگذاری شده است و همزمان شدن نام روز با نام ماه را به عنوان تیرگان جشن می گیزند.

 foto_modelo1-1

از جمله آیین های متداول در جشن تیرماه سیزه شوصرف غذاها و شیرینی های محلی مانند:

کماج(komaj)(نوعی نان ، که با آرد برنج،تخم مرغ،شکر و روغن پزند)، بادونه (badoneh)(برنج نیم پخته که در روغن سرخ شود) ، حلوا و بشت زیک (beshte zik)(سوهان کنجد،نوعی از تنقلات بومی که با روغن،شکر یا شکر سرخ و کنجد تهیه نمایند)، میوه هایی نظیر انار ، سیب ، پرتقال ، نارنگی ، لیمو ، انگور و … می باشد

همچنین است دراین شب خواندن سرود ، امیری و اشعار محلی توسط افراد خانواده به دور هم تا پاسی از شب شکستن گردو یکی دیگر از آداب شب تیرماه سیزه شواست. و از مناسبت های برپایی جشن تیرماه سیزه شو به جای آوردن صله رحم ،ذکر خیری از گذشتگان و … می باشد

امسال این شب (تیرماه سیزه شو) با امشب یعنی غروب هفتم آبان ماه خورشیدی مصادف شده است.

متاسفانه به دلیل اینکه این تقویم به طور کامل و دقیق و حساب شده مدون نشده است دخل و تصرفی در آن به وجود امده والآن بیشتر مردم این شب را با سیزده آبان ماه خورشیدی مصادف می دانند حال آنکه این شب در سه سال متوالی در یک شب واقع می باشد  و در سال چهارم به یک شب جلوتر منتقل می شود و چون امسال کبیسه است این شب در سه سال آینده یعنی سال های 1392و93و94 در غروب هفتم آبان ماه واقع میشود ودر چند سال آینده این شب در ماه های دیگری از سال غیر از آبان قرار می گیرد همانند همان قانونی که ما بین تقویم خورشیدی و قمری برقرار است.

برچسب‌ها: بندپی شرقی, ایین ها و رسومات قدیمی بندپی, تقویم مازندرانی, جشن های سنتی بندپی, حافظان هویت بندپی

۱۹ پاسخ

  1. اگه این زندگی باشه اگه این سهمم از دنیاست
    من از مردن هراسم نیست
    یه حسی دارم این روزا که گاهی با خودم میگم
    شاید مُردم حواسم نیست….

  2. فدای نرگس مستت باد هزار زنبق صحرایی
    هزار سر همه سودایی هزار دل همه دریایی
    میان کوچه بیداران هنوز در گذر طوفان
    به یاد چشم تو می سوزد چراغ این شب یلدایی
    کنار من بنشین امشب که تا سپیده سخن گوییم
    تو از طلوع اهورایی من از غروب تماشایی

    هزار شب همه شب بی تو زبان زمزمه ام این بود:
    بخواب تا بدمد بختت بخواب ای سر سودایی
    چه مانده است ز ما یاران ! دلی شکسته تر از باران
    دلی شکسته که خو کرده ست به درد و داغ و شکیبایی
    تو نیستی و دلت اینجاست کنار آینه و قرآن
    برادران همه برگشتند چرا به خانه نمی آیی ؟

  3. من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
    ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم
    ندارم وحشتی از شیر و ببر وحمله گرکان
    از آن گرگی که می پوشد لباس میش

  4. من اینجا بس دلم تنگ است
    و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی برگشت بگذاریم
    ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

    اخوان ثالث

  5. سلام؛ مادربزرگم در موردش قبلا گفته بود
    اطلاعات جالبی بود خیلییییییییییی متشکر
    من کماج و بادونه و سیب و پرتغال ترش میخوام

  6. سلام واقعا مطالب جالب وجذابی گذاشتین..تصاویر امامزاده هم خیلی زیبا بود..تابه حال اونجا نرفتم ولی با دیدن این تصاویر احساس میکنم قبلا اونجا بودم ..درضمن عید قربان که گذشت ولی عید غدیر پیشاپیش مبارک. موفق باشین.

  7. سلام
    مطلب جالبی بود…
    اسم جشن “تیرگان ” برام آشناست
    اماازجزییاتش مطلع نبودم…

    درمجموع دیدوبازیدهاوتازه شدن دیدارهاوشب نشینی هاازسنتهای
    نیکوی ماایرانیها ست که دردین ماهم بسیارسفارش شده که بایدحفظ بشه
    وادامه داشته باشه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها
آمار سایت
  • ۱
  • ۱,۰۶۵
  • ۱,۲۳۶
  • ۳۴,۹۹۳
  • ۳۶۶,۹۷۰
  • ۸,۱۶۱,۰۶۴
  • ۱۰۷,۵۵۰
  • ۷۲۳
  • ۷,۳۳۹
  • ۱۹ مرداد, ۱۴۰۱