سایت بندپی Bandpay.ir

21 آبان، آغاز به کار درمانگاه بندپی در سال 1328

بازدیدها: 5

سایت بندپی – شیوع تب راجعه در سال 1325 و نبود امکانات بهداشتی و درمانی، دور بودن و عدم دسترسی به مراکز درمانی، صدمات جبران ناپذیری را موجب شد. از این روز حاج محمد فیروزی برآن شد که بیمارستانی را با هزینه ی خود، برای رفاه اهالی بندپی تأسیس کند. او از اداره­ ی بهداری استان خواست که با تقاضایش موافقت نماید. حاجی فیروزی، دکتر ملک افضلی و دکتر سیف را که از صاحب منصبان آن روزگار وزارت بهداشت بودند به بندپی آورد و محل احداث را به ایشان نشان داد. مقرر شد که بیمارستانی با نقشه­­ی تنظیمی وزارت بهداری ساخته شود. برای ساختمان آن چهارصد متر مربع زیربنا،  13 اتاق، حمام و متعلقات آن پیش بینی شده بود.

او با اشتیاق و تحمل زحمات بسیار، ساختمان را با هزینه ­ای بالغ بر یکصد هزار تومان آماده کرد. بر اساس نامه ی وزارت بهداری به حاج محمد فیروزی، مورخه­ ی 1327/9/10 مقرر شد که به «بیمارستان فیروزی» نام­گذاری شود، به همین خاطر این نام که روی کاشی نقش بسته بود، بر بالای ورودی ساختمان بیمارستان نصب شد. حاجی فیروزی از اداره ­ی بهداری خواست که آن را تحویل گرفته، شروع به کار نماید.

وزارت بهداری به دلیل نبود جاده و دور بودن مکان آن و نیز عدم بودجه، ساختمان را تحویل نگرفت. سرانجام با پیگیری­ های ایشان، سازمان خدمات اجتماعی آن را به عنوان «درمانگاه» تحویل گرفت و موظف به تجهیز، اعزام پزشک و تکمیل پرسنل آن شد.

در 1328 دکتر و پزشک­یار آلمانی به همراه تجهیزات پزشکی به بابل آمدند و از مسیر گنج افروز با همراهی حاجی فیروزی به وسیله ­ی حدود چهل رأس اسب وارد گلیا شدند. بدین ترتیب در 1328/8/21 درمانگاه فیروزی بندپی آغاز به کار کرد.

شیخ عبدالجواد فهیمی (از شاعران معاصر بندپی) به مناسبت گشایش درمانگاه سروده ای را تقدیم بانی آن کرد که بخشی از آن چنین است:

ای بندپی عجب که تو را بخت یار شد

امروز شهره نام تو در هر دیار شد

….درمانگهی بنا شد و درمان دردِ ما

یک سلسله فلک زده را غمگسار کرد

فیروزی ار به قدر خودش کرد همتی

اعطای سازمان همگی شرمسار شد

عطاءالله فاضلی نیز در این باره سروده ای دارد که بخشی از آن در ادامه می آید:

تو فیروزی بنایی را که در کوی وطن کردی

تو اجرای وظایف از وجود خویشتن کردی

بنایی را که بنمودی تو مسکن بهر بیماران

شفای ملت و رفع نیاز مرد و زن کردی

به دستور خداوندی عمل کردی تو در دوران

و من احیای حیّالاناس، حیّ الذومنن کردی

نمودی زنده نام نیک پیش نیاکان را

بلوک بندپی را رشک جنّات عدن کردی

درمانگاه بندپی پس از زلزله­ ی سال 1336

در اثر زلزله ی تیرماه 1336 درمانگاه گلیا آسیب جدی دید. پزشکان امکان فعالیت در ساختمان آن را نداشتند. از طرف سازمان خدمات اجتماعی، چند دستگاه چادر برزنتی برای پوشش وسایل و کارکنان فرستاده شد.

دکتر خلیل اللهی و دیگر یارانش در زیر چادر به امداد و درمان بیماران زلزله زده مشغول بودند. ادامه ی این وضع برای فعالیت یک درمانگاه مناسب نبود و مدیریت آنجا، وضع را به مرکز گزارش کرد. پس از سه ماه، در اواخر پاییز 1336 مأمورین سازمان خدمات اجتماعی آمدند و در نظر داشتند که اثاثیه و لوازم درمانگاه را به تهران حمل کنند.

مردم اجتماع کرده، مانع این کار شدند. پزشک مأمور به مردم گفت: «آقایان اثاث و لوازم درمانگاه برای شما درمانگاه نمی شود. شما فعلا خود مکان مناسبی ندارید و دکتر هم تأمین جانی ندارد.» و به مردم اطمینان داد که از طرف دولت درمانگاهی با ابزار جدیدتر احداث خواهد شد.

بدین ترتیب پزشک و پزشک یاران، بندپی را ترک کردند و کارکنان بومی به حفاظت ویرانه ی درمانگاه پرداختند. پس از چندی برخی از این کارکنان هم به درمانگاه تازه تأسیس ماسال طوالش منتقل شدند.

با توجه به وضع اسفناک اهالی بندپی، حاج محمد فیروزی برای احیای درمانگاه بندپی به تکاپو افتاد. او از نخست وزیر وقت (دکتر اقبال) تقاضای ملاقات کرد و در 19 مرداد 1336 با وی دیدار داشت. حاجی فیروزی شرحی مفصل به او تقدیم کرد. دکتر اقبال به جمعیت شیر و خورشید دستور مساعدت داد. بدین ترتیب آن جمعیت پذیرفت که مبلغی به اندازه پانصد هزار ریال در جهت بازسازی درمانگاه به صورت دو قسط به حاجی فیروزی بپردازد. با توجه به تعلل آنان در پرداخت وجه، حاج محمد فیروزی گروهی را به نمایندگی از اهالی برای دیدار با رئیس مجلس ملی مأمور کرد. این افراد عبارت بودند از: علی گدا حاجی زاده، علی بابا محمدی، علی ادبی، علی اکبر فتاحی، آقابزرگ فیروزی، شیخ غلامرضا امیری، احمد براری، یونس نریمانی و علی اکبر کیانی حاجی.

حاج علی اکبر کیانی حاجی درباره این سفر می نویسد:

«رفتیم در محضر آیت الله بهبهانی شرح احوال و خرابی درمانگاه بندپی را به او رساندیم. مرحوم آیت الله نامه ی مفصلی را به محسن صدرالاشراف که رئیس مجلس سنای ایران و رئیس کمیته امداد مرکز بود، نوشت که پس از گرفتن وقت ملاقات، دسته جمعی رفتیم در شمیران زعفرانیه منزل مرحوم صدرالاشراف… رفقا، بنده و حاج علی اکبر فتاحی را انتخاب کردند که برویم، گفتیم آقای شیخ غلامرضا امیری روحانی است با ما بیاید ما 3 نفری رفتیم توی سالن، عده ی زیادی از سفرای خارجی حضور داشتند. زبان خارجی صحبت می کردند. ما هم در ضلع آخر سالن نشستیم. پس از لحظه ای مرحوم صدرالاشراف با دست اشاره به شیخ غلامرضا امیری کرد و او را زیر دست خود نشاند و نامه ی آیت الله بهبهانی را که قبلا داده بودیم قرائت کرده با آقای شیخ غلامرضا امیری آهسته صحبت می کند. دیدیم مرحوم صدرالاشراف کاغذ و قلم گرفت مشغول نوشتن نامه شد. نامه ی مفصلی را ایشان برای آقای دکتر حسین خطیبی، رئیس شیر و خورشید سرخ ایران نوشت و درب پاکت را بست و به شیخ غلامرضا امیری داد. از منزل او خارج شدیم فردا صبح، نامه را بردیم به شیر و خورشید سرخ ایران به آقای دکتر خطیبی دادیم که خیلی مؤثر بود و آقای دکتر خطیبی هم نامه را برای اداره و کمیته امداد مرکز نوشتند بردیم نامه را دادیم. سپس کمیته امداد مرکز هم نامه ای برای شیر و خورشید سرخ بابل نوشتند. دسته جمعی حرکت کردیم آمدیم بابل نامه را به آقای محمدصادق شفیع زاده، رئیس شیر و خورشید سرخ بابل دادیم.

رفقا رفتند، بنده برای نتیجه کار ماندم تا آنکه یک نفر مهندس را برای کارشناسی درمانگاه بندپی همراه من فرستادند که بیاورم بندپی، خسارت درمانگاه را بررسی کند. مهندس ساختمان مخروبه گلوگاه را رؤیت کرده، خسارت درمانگاه را برآورد کرده، گزارش آن را به تهران فرستاد که به موجب گزارش مهندس، بودجه را تحویل سازمان خدمات اجتماعی ایران دادند. رئیس سازمان خدمات اجتماعی، مرحوم حاج محمد فیروزی را خواسته، بودجه ای را که شیر و خورشید سرخ ایران به سازمان خدمات اجتماعی داده بود، مقداری هم بودجه ی سازمان رویش گذاشته، تحویل مرحوم حاجی فیروزی داده که آن مرحوم طبق نقشه سازمان خدمات اجتماعی سه ساختمان جدید احداث کند. مرحوم حاجی فیروزی مقداری از کسری بودجه را خودش قبول کرد، رویش گذاشت خیلی سریع بنای ساختمانی درمانگاه به اتمام رسید.

پس از اتمام بنای ساختمان درمانگاه، سازمان خدمات اجتماعی از نو، وسیله و تجهیزات پزشکی مدرن با دکتر و پزشک یار و داروی کافی را برای درمانگاه بندپی ارسال نمود و کارگرهای بومی که مدتی زیاد از منطقه ی خود دور بودند… به درمانگاه اولیه ی خود مراجعت کردند و با خوشحالی آمدند مشغول به کار شدند. در درمانگاه بندپی درمان رایگان انجام می شد،»

بر اساس رسیدی به تاریخ 1337/10/3 در بازسازی بنای آن 18400 عدد آجر به کار رفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دسته‌ها
آمار سایت
  • ۰
  • ۴۲۸
  • ۱,۳۲۲
  • ۳۴,۷۴۴
  • ۲۲۳,۰۴۵
  • ۷,۹۳۲,۴۷۶
  • ۵۵,۳۷۲
  • ۷۲۸
  • ۷,۲۸۶
  • ۲۴ اسفند, ۱۴۰۰