سایت بندپی Bandpay.ir

امیر سرلشکر شهید محمدباقر روحی

بازدیدها: 18

امیر سرلشکر محمدباقر روحی در فروردین ماه ۱۳۴۰ در روستای کاشیکلای بندپی شرقی به دنیا آمد و بعد از رشادت های فراوانش در جبهه های حق علیه باطل، در تاریخ 22 تیرماه سال 1367 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

سایت بندپی – امیر سرلشکر محمدباقر روحی در پنجم فروردین ماه ۱۳۴۰ در روستای کاشیکلای بخش بندپی شرقی دیده به جهان گشود. دوران کودکی اش را در میان مردمی صمیمی و متدیّن سپری کرد و در دامان پدری روحانی (مرحوم حاج شیخ محمد اسماعیل روحی) و مادری پرهیزکار و عاشق اهل بیت پرورش یافت و تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی را در همین روستا و روستاهای اطراف گذراند.

نیاکان پدری‌اش همه اهل علم و تقوی بودند و به ذکر مصایب اهل بیت اشتغال داشتند و به همین منظور در خانه خود برای عزاداری سید الشهدا(ع) حسینیه‌ای احداث نمودند که هنوز پا برجاست از این رو به اندازه کافی از تربیت و اخلاق علمی فرهنگ اسلامی بهره داشت.

از پنج سالگی نماز را فرا گرفت و برای تعلیم قرآن کریم به مکتب خانه روستا نزد حاجیه صفیه احمدی (همسر مرحوم شیخ یعقوب الهی) فرستاده شد. وی از‌‌ همان دوران کودکی به خاطر رفتار و خصلت‌های اخلاقی زبانزد خاص و عام بود و در مکتب خانه هم به عنوان امام جماعت کودکان به اقامه نماز می‌پرداخت.

امیر سرلشگر شهید محمدباقر روحی


وی پس از سه سال تحصیل در مدرسه مهدیه اسلامی (بندپی) و یک سال تحصیل در قائمشهر، با توجه به عدم بضاعت مالی خانواده ناچار شد تحصیلات دبیرستانی را به همراه عموی خود که در یزد خدمت می کرد به آن دیار رفته و ادامه دهد.

در طی دوران تحصیل در دبیرستان، نشانه‌های علاقه و استعدادش در هنر با نوشتن پارچه‌ها، اعلامیه‌ها و همچینین با ترسیم چهره شهدای محل نمایان گردید.

دیپلم ریاضی را با معدل بالا اخذ کرد. با توجه به استعداد درخشانی که داشت و با عنایت به این که جوانهای یزدی و همکلاسی هایش، دانشگاه های کشور هندوستان را برای ادامه تحصیل انتخاب می کردند، به او پیشنهاد شد که به خاطر تعطیلی دانشگاه های کشور با همکلاسی هایش به هندوستان عزیمت نماید و تحصیلات عالیه خود را با کیفیت علمی بالا و با هزینه ای ارزانتر بگذراند. اما او بنا به دلایلی نپذیرفت.

در بهمن ماه ۱۳۵۸ با قبولی در آزمون ورودی دانشگاه افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد و ضمن تحصیل در دانشگاه، به کارهای هنری نیز می‌پرداخت که از او آثاری هم به جا ماند که از جمله آن‌ها می‌توان نقاشی نقشه ایران به همراه آرم دانشگاه افسری بر روی دیواره کوه در محل آموزش دانشجویان دانشگاه امام علی (ع) در جاده هراز را نام برد.

امیر سرلشگر شهید محمدباقر روحی

در آن روز‌ها در یک اقدام انقلابی به همراه دو تن از هم فکرانش (که یکی از ایشان هم مازندرانی بود)، یک تریلی کرایه کرد و در فرصتی مناسب با ریسمان، مجسمه شاه را در میدان شهر به پایین کشید و بدون اینکه مشکلی برای آن‌ها پیش بیاید از آنجا گریخت.

سال‌های نخستین دهه شصت، عرصه تاخت و تاز گروهک‌ها بود که ترور‌ها و جنایت‌های بسیاری را سبب شدند و نیز از سویی برآن بودندکه ارتش را در برابر سپاه پاسداران قرار دهند که با هوشیاری به موقع دانشجویان دانشکده افسری امام علی (ع) در سال ۱۳۶۰ و حضور در قم و دیدار با علما و مسئولین سپاه پاسداران همبستگی خود را با دیگر نهاد‌های انقلابی نظام اسلامی اعلام کردند و این حربه دشمن را خنثی نمودند.

امیر سرلشکر محمدباقر روحی در سال 1362 با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغ التحصیل شد. او از اولین فارغ التحصیلان بعد از انقلاب بوده و در گردان 22 بهمن (گردان عاشقان شهادت) فعالیت می کرد.

او از همان زمان برای یاری جوانان رزمنده مسلمان که سرودخوان دسته دسته عازم جبهه ها می شدند اقدام می کرد. در عین عدم الزام، از هر فرصتی استفاده کرده و به جبهه ها می رفت چون برای او نظاره گر بودن ویرانی مملکت و ریشه کنی اسلام و مکتب به دست دشمنان قهار شرق و غرب قابل تحمل نبود. دو بار از ناحیه دست و پا زخمی شده بود ولی از بیمارستان قبل از معالجه کامل راهی جبهه ها می شد. عقیده داشت آموزش رزمندگان و بسیجیان مؤمن و مکتبی برای او از هر فریضه ای واجب تر است. وقت اقتضا نمی کند تا از همه جوانمردی و اعتقاد عملی و رزمندگی این عزیز از دست رفته سخن بگوئیم چون نمی توانیم حق مطلب را اداء نمائیم.

امیر سرلشگر شهید محمدباقر روحی

در سال ۱۳۶۴ جهت فراگیری هنر خوش نویسی به صورت حرفه‌ای نزد استاد «منوچهر اسکندری» از اساتید بنام استان مازندارن آموزش را آغاز نمود و تا سال ۱۳۶۶ دوره‌های مقدماتی تا خوش را گذراند. در سال ۶۶ به دلیل مشغلهٔ زیاد در جبهه نتوانست دوره عالی را به اتمام برساند. وی در اوقات فراغت در سنگر به تمرین و مشق خط مشغول بود که از آثار خوش نویسی و نقاشی وی در این دوره سال‌ها بعد نمایشگاه عکسی در سال ۱۳۸۴ در شهرستان بابل برپا گردید که مورد توجه هنرمندان و علاقمندان واقع شد.
امیر شهید محمدباقر روحی در 1364/6/13 به خاطر رشادت و کوشش هایی که در جبهه داشت از طرف شهید والا مقام امیر سپهد علی صیاد شیرازی و برخی از مسئولین وقت، مورد تشویق کتبی قرار گرفت. از طرف سایر مسئولین هم بابت خدمات صادقانه نظامی‌گری چند بار موفق به 18 ماه ارشدیت شد. در عملیات ظفر 4، نصر 2، نصر 6 دوشادوش دیگر دلاوران شرکت داشت.

سرانجام در تاریخ ۲۲ تیر ماه ۱۳۶۷ در اثر جراحات بسیار در منطقه فکه به شهادت رسید. از آنجا که پیکر پاکش شناسائی نشده بود، مسئولین وضعیت او را مفقودالاثر اعلام کردند و با پرونده اسارت در مراحل عدیده از عراق مطالبه می نمودند. در صورتی که او را به عنوان شهید گمنام در بهشت زهرا دفن کرده بودند. سرانجام پس از 17 سال چشم انتظاری، در پی اجرای سراسری نمایشگاه عکس شهدای گمنام در تیرماه 1384 شناسایی شد و با تشخیص هویت، پیکر وی به زادگاه ش روستای کاشیکلای بندپی انتقال یافت.در خلال مراسم یادبودی که برای این شهید در زادگاهش تدارک دیده شده بود؛ ویژه نامه «سرو سربلند» از زندگی نامه و آثار شهید نیز به چاپ رسید.

در بخشی از وصیت‌نامه شهید محمدباقر روحی آمده است:‌ « از مقدار پول پس اندازم یک موکت برای مسجد حاجی شیخ موسی خریداری شود و به مدت یک ماه روزه و یک سال نماز برایم داده شود. »

در سال ۱۳۹۱ کتاب «یوسف گم گشته» به قلم «یوسف الهی» و «حمید روحی» (فرزند شهید) توسط انتشارات سوره سبز منتشر گردید که در این کتاب ضمن معرفی و بازگویی زندگی نامه این شهید منتخبی از آثار و تصاویر وی نیز ارائه شد.

 در آذرماه 1392 در مراسم یادبود شهدای هنرمند استان مازندران آثار این شهید بزرگوار نیز در معرض دید عموم قرار گرفت.

در سال 1393 سازمان بسیج هنرمندان بر اساس سنت هرساله خود امیر سرلشکر را به عنوان شهید شاخص سال 93 قشر هنرمندان معرفی کرد.

امیر سرلشگر شهید محمدباقر روحی

وصیت نامه شهید امیر سرلشکر محمدباقر روحی کاشی : 

بسم الله الرحمن الرحیم

« و لا تَقُولُوا لِمَن یٌقْتَلٌ فی سبیل الله اَمْواتاً بَلْ احیأٌ و لکن لا تَشْعٌرون » کسی که مرا طلب کند مرا می یابد کسی که مرا یافت مرا می شناسد و آن که مرا شناخت عاشقم می شود و کسی که عاشقم شود عاشقش می شوم و کسی را که من عاشقش شوم می کشمش و هر که را من کشته اش سازم دیه او بر عهده خودم می باشد و آن که را من عهده دار دیه اش گشتم دیه اش خود خواهم بود.

به نام الله و یاد او که روح بخش انسان است. رحمتش بر همه انسانها جاری و رحمانیتش بر بندگان خاص جریان دارد. او را سپاسگزاریم که بر ما منت نهاد که امت مستضعف را وارث زمین گردانید و انقلاب اسلامی ایران را به رهبری جان جانان مراد مریدان امید مستضعفان امام خمینی پیروز گردانید و این پیروان صدیق صاحب الزمان (عج) را در پاسخ به ندای« هَلْ من ناصر» امام حسین (ع) یاری نمود و درود بر امت مسلمان و صابر و غیور ایران که خوب از امانت خداوند حراست و پاسداری کردند و در رساندن آن به صاحب اصلی یعنی حضرت ولی عصر (عج) کوشا می باشند. شکر و سپاس می گزارم، خداوند منان را که این سعادت نصیبم ساخت تا به عنوان یک سرباز کوچک در سپاه اسلام جهاد کنم و دشمنان خدا و قرآن را با یاری خدا نابود سازم تا بنای طاغوت از زمین بر چیده شود و عدالت و قوانینی الهی حاکم بر انسان گردد. بر شما امت به پا خاسته فرض است که از بذل جان و مال در راه تداوم انقلاب خون بار اسلامی دریغ نورزیده و با تقویت روحانیت اصیل، اسلام را بیمه کنید و سعی کنید که اسلام تان از اسلام روحانیت جدا نشود در طریق صیانت از خط امام که همان خط اسلام و پیامبر و ائمه اطهار است در کنار امام اشتیاق ورزیده و مبادرت کنید.

ای کاش هزار جان می داشتم و آن را فدای مکتب و و رهبری می نمودم من به سهم خود از حقی که بر دیگران به دلائل مختلف اگر داشتم گذشتم و امیدوارم که برادران و خواهران من که به انحاء مختلف با آنها برخورد داشتم نیز به واسطه قصور زیاده از حدم مرا ببخشند و طلب مغفرت این حقیر را از خداوند رحیم بنمایند.

شما ای پدر و مادر عزیزم که مرا از بدو تولد با خدا آشنا کردید و برایم زحمات زیادی کشیدید و آن طور مرا تربیت کردید که خدا می خواست و از وجود پر برکت شما بود که جرقه ای از ایمان در دلم زد و عشق و علاقه ام به خدا زیاد شد و با نصیحت های خدایی تان مرا از انحراف اخلاقی نجات دادید و امیدوارم که انشاء الله از تقصیرم در گذرید و مرا ببخشید و از برادران خوبم علی و احمد و قربانعلی و خواهرانم نجیبه و فاطمه می خواهم همچنان غرص و محکم در راه اسلام بکوشند و در راه مکتب و قرآن و خط امام کوشا باشند در ضمن از مقدار پول پس اندازم یک موکت برای مسجد حاجی شیخ موسی خریداری شود و به مدت یک ماه روزه و یک سال نماز برایم داده شود و باقیمانده پولم را به دده و آقاداش داده شود از زحمات عمویم که در پرورش اینجانب خیلی سهم داشتند تشکر می کنم و از همه فامیلان و دوستان تقاضای عفو بخشش دارم.

در خاتمه همگان را به دو نکته توجه می دهم اول آنکه در این برهه از زمان که انقلاب اسلامی عزیز با خطرهای گوناگونی مواجه است بزرگتر و مهم تر وظیفه انجام یک انقلاب اخلاقی است در جامعه و این مهم را اگر انجام رساندید پیروزید و در این راه امام را سرمشق خود قرار دهید. دوم اینکه به جان امام دعا کنید و از حق تعالی بخواهید تا بر عمر پربرکتش تا ظهور حضرت مهدی ارواح العالمین له الفداء بیفزاید.

انشاء الله

اللهم اَغْفرلی کل ذَنْبٍ اَذْ نَبْته و کٌلّ خطیئتهٍ اخطاتها

والسلام، محمدباقر روحی

– این گزارش در تاریخ 22 تیر 1394 در سایت بندپی منتشر شده است و به مناسبت سالروز شهادت این شهید بزرگوار در سایت بندپی بازنشر شد.

صفحه مخصوص به شهید محمدباقر روحی در پایگاه اطلاع رسانی شهدای ارتش

۸ پاسخ

  1. شهید
    یعنی کسی که
    منافع شخصی وجودخویش را
    وقف منافع جمع میکند
    این راه و این عمل
    روحی بزرگ میخواهد
    روحشان شاد ویادشان گرامی

  2. خدا بیامرزه. همیشه شهید روحی و شهید حسنجان عباس‌تبار مرخصی قم می‌اومدند، حتما به خونه ما سر می‌زدن. یکی از عکس‌های دوران آموزشی دانشگاه افسری ایشون رو توی آلبوم عکسمون داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دسته‌ها
آمار سایت
  • ۰
  • ۱,۳۲۲
  • ۷۸۱
  • ۳۷,۳۸۴
  • ۲۶۲,۴۵۲
  • ۷,۹۷۱,۸۸۳
  • ۶۴,۶۰۷
  • ۷۲۸
  • ۷,۲۸۸
  • ۲۴ اسفند, ۱۴۰۰