سایت بندپی Bandpay.ir

شرح زمین لرزه سال 1336 بندپی + عکس

بازدیدها: 116

بزرگترین حادثه غیر مترقبه 100 سال گذشته منطقه بندپی، حادثه ی مهیب و خسارت بار زمین لرزه ای است که در تاریخ 12 تیرماه 1336 در روستاهای ییلاقی و کوهستان های بندپی رخ داده و تلفات جانی و مالی بسیار زیادی به بار آورد. توضیحات کامل زلزله سال 1336 به همراه مصاحبه اختصاصی با حاج علی اکبر کیانی (مسئول ایل فیروزجاه و رسیدگی به زلزله زدگان در آن سال)

سایت بندپی – بزرگترین حادثه غیر مترقبه 100 سال گذشته منطقه بندپی، حادثه ی مهیب و خسارت بار زلزله ای است که در تاریخ 12 تیرماه 1336 در روستاهای ییلاقی و کوهستان های بندپی رخ داده و تلفات جانی و مالی بسیار زیادی به بار آورد.

کانون این زمین لرزه روستای سنگچال بود که بر اثر آن، خسارت های بسیار زیادی را به مناطق بالادست بندپی زد که بیشترین خسارت های آن متوجه روستاهای نشل، گریوده، ورزنه و… بوده است. 

علاوه بر ییلاق های بندپی، در مناطقی از آمل و سوادکوه که از طرف ییلاق ها به بندپی متصل هستند، این زلزله خسارت هایی را وارد آورد و موجب تلفات جانی و مالی بسیار زیادی در سطح این مناطق شده است که در چند روستا تلفات سنگینی را در بر داشت.

حاج علی اکبر کیانی حاجی، یکی از شاهدان عینی این حادثه در یادداشت‌های خود می‌نویسد: زلزله ساعت چهار و نیم صبح در شمال ایران مخصوصاَ در قسمت کوهستان نزدیک به دماوند و اطراف آن به وجود آمد و ییلاقات بندپی و آلاشت سواد کوه و دور و اطراف آن به کلی منهدم شد. تلفات جانی و خسارات مالی زیاد به بار آورد.در آن زمان ریاست و سرپرستی ایل فیروزجاه را داشتم و مسئولیت کارهای عمومی آن با من بود. بنده هم آن چه وظیفه‌ ام بود انجام می‌ دادم. به شیر و خورشید سرخ ایران متواتر نامه نوشتم و به مسئولین دیگر هم اطلاع دادم. این حادثه بزگترین حادثه زمان ما بود که طبیعت چنین بلایی را بر سر مردم آورد.

کمک‌های اولیه و دفن اجساد به قدر ممکن و عرف در روستاها انجام دادیم و در روستاهای دور دست خود اهالی همت کردند و عمل خاک سپاری انجام شد و مکاتباتی با دوایر دولتی و شیر و خورشید سرخ ایران کردیم.

«خسارات مالی این زلزله به مرور جبران شد لکن ییلاقات به صورت متروکه در آمد چون در دهات و قصبات جاده اتومبیل رو وجود نداشت فقط جاده منحصر به شهرستانها بود همه خدمات می بایست به وسیله اسب وقاطر انجام می گرفت که بیشتر ساکنین قدرت و توان آن را نداشتند».

توجه : 

برای آشنایی بیشتر و بهتر شما، تیم مدیریت سایت بندپی طی یک مصاحبه ای صبح روز جمعه 11 بهمن 1392 مهمان آقای حاج علی اکبر کیانی حاجی (مسئول و سرپرست ایل فیروزجاه و مسئول رسیدگی به زلزله زدگان بندپی در آن روزها)، فرزند عیسی خان نایب و نوه حاج باباخان سلطان (از بزرگان و رئیس ایل فیروزجاه در زمان های گذشته) بوده تا خاطره ای از ایشان را در مورد این واقعه تاریخی نقل کنیم و همچنین نوشته های ما با منابع بهتر و دقیق تری باشد.

" به پاس حرمت قلم و رعایت اخلاق رسانه ای، در صورت استفاده از این گزارش، نام منبع اصلی آن (سایت بندپی) را فراموش نکنید. "

گفته ها و دست نوشته های آقای علی اکبر کیانی حاجی :

بزرگترین حادثه و رویداد غیر مترقبه که در زمان ما به یاد داریم زلزله بزرگی در تاریخ دوازدهم تیرماه سال یکهزار و سیصد و سی شش شمسی است که در ساعت چهار و نیم صبح رخ داده است که شرحش بسیار مفصل است فهرست وار و خلاصه به شرح آن می پردازم.

این زلزله عظیم در ییلاقات بندپی و آمل و سوادکوه موجب تلفات جانی و مالی زیادی شده است که در هر روستا پنج نفر ده نفر کمتر و بیشتر تلفات بسیار سنگینی دربرداشت.

در روستای انیجدان اینجانب علی اکبر کیانی و مرحوم میرزا علی آقا کاظمی و عده از فامیل ها رفتیم عده بیست و هشت جنازه از زیر آوار و خاک بیرون آوردیم از زن و مرد و کودک که همه را به خاک سپردیم.

خاک سپاری با کمی آب شستن اموات و تهیه پارچه برای کفن و کندن قبر در خاک سنگی کوهستانی با بیل و کلنگ چه مشقتی را دربرداشت که امکان نوشتن آن نیست مخصوصا تهیه کردن چلوار و کرباس خانه به خانه گشتیم با چه زحمت های زیاد اجساد را به خاک سپردیم.اینجانب علی اکبر کیانی در آن سال مسئول و سرپرست ایل فیروزجاه بودم و آسیب دیده های روستاهای هم جوار هم به اینجانب مراجعه می کردند از روستای امامزاده حسن سر حد بندپی تا بالاکوه و اطراف همه به اینجانب مراجعه داشتند و اینجانب متواتر از وضع و اوضاع منطقه به مقامات دولتی و شیر و خورشید سرخ ایران می نوشتم.

روستایی نبود که تلفات جانی و خسارت مالی نداشته باشد و عمده تلفات روستاهای ییلاقی به شرح زیر است:

روستای سنگچال: یکصد و چهارده نفر | روستای نشل: چهل نفر | روستای گریوده و ورزنه: بیست و دو نفر بیشترین تلفات جانی را داشتند.

بقیه روستا ها پنج نفر دو نفر کمتر و بیشتر تلفات جانی داشتند خسارت مالی صدی هشتاد از لحاظ ساختمانی و غیره به کلی از بین رفت و لوازم زندگی و خواروبار همه در زیر آوار و خاک از بین رفت و ساکنین با وضع پریشانی در مضیقه بودند با پیگیری های زیاد بعد از پانزده روز اکیپی از بابل به سرپرستی مرحوم حاج عباس کرباسی به ییلاق حاج شیخ موسی آمدند مقداری خواروبار قند و چای و برنج و پتو آوردند بین آسیب دیده ها تقسیم کردند و پزشکیاری را به همراه خود آوردند، پدر آقای دکتر جمشید مسلمی بود.

این پزشکیار خیلی به داد مجروحین و مصدومین رسید متعاقب آن دو اکیپ دیگر بعد از یک ماه آمدند برای خرابی ساختمان ها مقداری کمک های نقدی نمودند که افاقه برای ساکنین ییلاق شده است و ییلاقات به صورت متروکه و خرابه و فراموش شده درآمده است.

وسیله ایاب و ذهاب به وسیله اسب و قاطر بود که به زحمت صورت می گرفت این وقایع و رویداد در زمان ما بزرگترین پیشامد در بندپی و ییلاقات بوده است و این زلزله در یشلاق هم خسارات زیادی را به بار آورد که به تدریج این خرابی مرمت گردید .

شرح و تفصیل این زلزله خیلی مفصل است که اینجانب در تاریخ و رویداد حضرت حاجی شیخ موسی رحمت الله علیه نوشته ام و در این دفتر به خلاصه آن پرداختم چون شرح کامل این زلزله خود یک دفتر کامل است.

برخی از منابع تاریخی و نوشته های روزنامه های سال 1336 :

منطقه بندپی از سه بخش عمده دشت، جنگل و کوهستان تشکیل شده است که بخش کوهستانی آن رأس هرم بندپی را می سازد که خود به دو بخش عمده علیا و سفلی تقسیم می گردد.

در بخش سفلی ییلاق شیخ موسی و انیجدان را می توان به عنوان روستای شاخص و در بخش علیا روستاهای نشل، گریوده و ورزنه را به عنوان روستاهای شاخص نام برد.

مردم روستاهای گریوده و ورزنه و نشل در فصل های سرد سال به مناطق دشت کوچ می کردند و در روستاهای امامزاده عباس، ناریوران، صورت، احمدکلا و … ساکن می شدند.در پایان فصل سرمااز مسیر گلوگاه، سجروپه، سماکوش محله، اتراسول، شیخ موسی، نسیه و آب بندان به گریوده می رفتند و در سایه شغل کشاورزی و دامپروری از آب و هوای خوب منطقه بهره مند می شدند و در کنار هم با انس و الفت زندگی می کردند تا اینکه در سحرگاهی در روز 12 تیر 1336 زمین به خود لرزید و خواب شیرین صبح گاهی را از چشمان مردم بالا کوه برید و این روستاهای قشنگ و با صفا در هم پیچید و زندگی شاد مردم در کشاکش زلزله ای مهیب با غم و اندوه همراه شد.

تا جایی که تقریبا هر خانواده ی این روستاها در غم از دست دادن عزیزی به سوگ نشست.

عمق فاجعه به حدی بود که رساندن هر گونه خبر تأسف آور برای بخشداری و فرمانداری شهر آن هم با پای پیاده و ترس از جانوران وحشی و عبور از رودخانه پر آب سجرو به خودی خود کاری بس مشکل بوده است. حتی شاهدان عینی می گویند این زمین لرزه 100 پس لرزه به همراه داشته است و هر گونه آسایش و آرامش را از مردم سلب کرده بود.

منطقه پر از گرد و غبار و پر از آه و ناله زنان و کودکان بود که از همه جا به گوش می رسید.

بنا به اطلاع موثق از مرکز اطلاع رسانی وقت بیشترین خسارت های جانی و مالی را در این حادثه قریه نشل، گریوده و ورزنه و همچنین سنگچال، شیخ موسی و انیجدان دیده است.

در قریه سنگچال و توابع تلفات جانی 133 نفر، مجروحین 260 نفر / تلفات احشام جمعا 150رأس

اما در ییلاق بالاکوه بندپی: گریوده، نشل، ورزنه، انیجدان و شیخ موسی تلفات جانی جمعا حدود 220 نفر، زخمی شدگان بیش از 400 نفر و خانه هایی که با خاک یکسان شده بود بیش از 1300 باب و تلفات احشام از چند هزار هم متجاوز بوده است.

 

درمانگاه بندپی در زلزله سال 1336

در همین اوضاع درمانگاه گلوگاه بندپی که درسال 1326 یعنی 10 سال قبل از وقوع زلزله تأسیس گردیده بود، بر اثر وقوع زلزله تخریب و کار امدادرسانی و درمانی به مجروحین مشکل شده بود و حتی دانشمندان و محققین ژاپنی، زلزله بالاکوه بندپی به قدرت 7.3 ریشتر را در ردیف زلزله های بزرگ جهان ثبت نموده اند. 

در زمانی که زمین به مانند گهواره می لرزید و دیوارهای کوچک گلی درهم می ریخت و خبر این واقعه مهم به بندپی و بابل رسید، از روی حس همدردی شخصیت هایی برجسته از بندپی و بابل همچون آقایان نورالدین علامه زاده و حاج آقا فیروزی با کمک جمعیت هلال احمر، ژاندار مری و تعدادی از خیرین بابل و بندپی با تجهیز چادر، پتو و مایحتاج ضروری مردم با چند دستگاه کامیون چوب کش از بابل به ایستگاه گنج افروز که آخرین ایستگاه ماشین رو بابل بود با بسیج محلی وسایل را به سمت مناطق آسیب دیده حرکت دادند.

ضمنا دلاور مردان محلی به محض وقوع حادثه و بسیج محلی به کمک آسیب دیدگان خود شتافتند که عمق فاجعه به حدی بود که جواب گوی حادثه دیدگان نبوده و مردم منطقه منتظر کمک رسانی از شهر بودند اما تیم پزشکی و امداد رسانی دربین راه، اعانه را تقسیم نمودند و به مجروحین و زخمی شدگان کمک درمانی می نمودند.

امداد رسانان برای رسیدن به مناطق آسیب دیده از راه سجروپه و گذر از صخره ها و نامساعد بودن وضعیت هوا تا آخرین روستاهای نشل و گریوده و ورزنه و توابع حدود 14 روز به طول انجامید که به علت طولانی بودن بعد مسافت راه متأسفانه نیمی از آسیب دیدگان منطقه بالاکوه از امکانات رفاهی و درمانی بهره نبردند.

زمانی که زمین مانند گهواره می لرزید، دیوارهای کوچک گلی در هم ریخت و چه افرادی که در زیر آوارها دفن شدند و چه فراوان امیدها در زیر آوارها پنهان شد و چه بسیار آبادی های کوچکی که آرامش خود را از دست داده است و چه چشمه ها و رودهایی که مسیر خود را عوض کرده است، بازگشت همه چیز به حالت اولیه امری محال به نظر می رسد.

آری! هیچ کمک و قدرتی نخواهد توانست سکوت ایوان های کوتاه و خانه های روستانشینان و صفای مزارع روستاهای اطراف دهکده را به حالت قبل از زمین لرزه برگرداند، ضمنا روستای چرات که در قسمت شرقی روستاهای گریوده و ورزنه قرار داشته و از توابع منطقه سوادکوه و آلاشت بوده است، بر اثر وقوع زلزله تلفات مالی و جانی سنگینی داشته است. 

یکی از خیرین بابل به نام آقای حسین یزدانی که چراتی الاصل بوده مبلغ 10 هزار تومان به آسیب دیدگان قریه چرات کمک نموده است.

پس از گذشت 14 روز عملیات کمک رسانی به آسیب دیدگان بالاکوه، آقای نورالدین علامه زاده (یا امرالله زاده) از ساکنین بندپی و از طایفه قاسمی تبار گریوده و سردبیر روزنامه اعتراف وقت، پیامی به مردم بندپی و آسیب دیدگان زلزله فرستادند:

" از روی حس همدردی با هم بستگان مقیم بندپی و بالاکوه ناگریز به تجهیز دستی برای مداوای مجروحین و کمک به آسیب دیدگان راهی منطقه زلزله شدیم که از طریق خبرنگاران با تهیه و تنظیم خرابی ها نتایج کمک 14 روزه به آسیب دیدگان را به اطلاع شما رساندم.

خود را موظف دانستم که همواره در کمک و مساعدت به همنوع و برادران و خواهران آسیب دیده و ماتم زده پیش قدم باشم و درود بی پایان خود را بر روان درگذشتگان این واقعه تأسف انگیز نثار کنم و تسلیت می گویم و در برقراری مراسم تسلیت شرکت نموده ام. "

حاج شیخ حسین سلیمان تبار نشلی از نویسندگان دیار سرسبز مازندران از حادثه زلزله سال 1336 اشعاری سروده است: 

به خواب نوشین بودند / همه کهان و مهان

زمین چنان لرزه شد / که ناید اندر بیان

فغان و آه و فسوس به کوه دشت و دمن / …………..

به ساعت هشت و نیم آمده ام در نشل /  به چشم خود آن زمان به گورستان محل

بدیده ام محشری همه پریشان ملل /  بگفتند نیست مگر این جزای عمل

به پیش هر ناظری جوانشان بر کفن /  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

به قلب مجروح خود پی سلیمان تبار /  رمق نشو و بنگر حوادث روزگار

راضی و تسلیم شو به امر پروردگار /  راضی و تسلیم شو به امر پروردگار

ادامه تصاویر : 

منابع :

گفته های حاج علی اکبر کیانی حاجی ( رئیس ایل فیروزجاه و مسئول رسیدگی به زلزله زدگان در سال 1336)

صداهای موجود روی فیلم زلزله سال 1336

نوشته های روزنامه اعتراف (سال 1336)

گردآوری و تنظیم :

تارنمای اطلاع رسانی بخش بندپی

www.Bandpay.ir

این گزارش در تاریخ 23 اسفند 1392 در سایت بندپی منتشر شده است که به مناسبت سالروز حادثه غمبار زمین لرزه سال 1336 بازنشر شد

۴۵ پاسخ

  1. سلام وقتتون بخیر .. کار بزرگی بود که از وقایع محل زندگی ما یادآور شدید و ما رو آگاه کردید …
    مهم ترین درس این گذشته و حال بنظرم اینه که باید اصالت و فرهنگمون رو حفظ کنیم و در هر شرایطی کمک و یار و یاور هم باشیم … همبستگی هارو باید تو این عکسا دید و افتخار به بندپی بودنمان

  2. درود بر شما
    تقدیر و سپاس فراوان از زحمات دست اندر کاران سایت وزین بندپی. اطلاعات کامل و گویایی بوده است. و نسل جوان و امروزی را از ماجرای زلزله مهیب سال۳۶ با اطلاعات کامل خود آگاهی دادین سپاسگزارم.
    در بخش هایی از مقاله زیبایتان گزارشی از نبود راه های ارتباطی مناسب و ماشین رو برای کمک رسانی به آسیب دیدگان ذکر کردید که متاسفانه برای مقام های دولتی شهرستان بابل برای سالهای بعد هم درس عبرتی نشد. و این مساله باعث نارضایتی شدید مردم آن ییلاقات شد که منجر به جدا شدن روستاهای مهم و پرجمعیتی مثل سنگچال و نشل و … از بخش بندپی و الحاق به شهرستان آمل گردید که این خود ضربه ای جبران نشدنی برای بخش بندپی می باشد که اهالی اهل تفکر بیشتر به مسئله زیان و خسران آن پی می برند که قدرت بخش بندپی را گرفته که باید فکر و چاره ای برای آن کرد. چرا که هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به ۳ دهه مردمان آن روستاها خود را بندپی ای می دانند. چرا که زبان و گویش و فرهنگ آنها با مردم بخش بندپی کاملا هم خوانی و مطابقت دارد و تنها دلیل جدا شدن از سرزمین مادری خود را نداشتن راه ارتباطی مناسب به بخش بندپی می دانند. از سایت شما انتظار می رود در این زمینه بیشتر تلاش و کوشش نمائید تا روستاهای جدا شده از سرزمین مادری به بخش بندپی زیبا و بزرگ ملحق گردد.
    سپاس فراوان از تلاش شما

  3. زنده باد بر دست اندرکاران این سایت و گروه که بندپی و گذشته آن را برای آیندگان تشریح کرده اند.

    واقعا تشکر
    باتشکر
    حسین شوبی

      1. سلام.ممنونم ازگروه زحمتکش شما.پدربزرگ من خداوند بیامرزدش.ازیه زلزله بزرگ برامون تعریف کرد.منم عاشق عکس های نوستالژیک ام.خیلی توسایت هایی که تاریخچه بابل رو میزارن میگردم.احساس میکنم با شنیدن این خاطره ها به پروردگارم.واهل بیتم خیلی نزدیک میشم.اطلاعات نوستالژیکی از بابل روستای پایین میرکلا دارید.؟خیلی سپاسگزار میشم.اگر لینکی ازاون برام توایمیلم بفرستید.

  4. مطلب بسیار جالبی بود.همیشه از مادربزرگم درباره زلزله بزرگ شنیده بودم بقول خودش گد زلزله سال! ولی هیچوقت نمیدونستم چه سالی، کجا، چند ریشتر، چه تلفاتی….
    ممنون که اطلاعات کاملی از این واقعه تلخ بندپی گذاشتین

  5. ممنونم از شما دوستان از اینکه ابرام زنده شد دوران کودکی پدر م که در زلزله بودند وابستگان شو از دست داد با دیدن عکس درکش میکنم که چرا هیچ وقت فراموش نمیکنه

  6. نمیگویم سلام چون عرب نیستم.به رسم ایران باستان وپدر ایران کوروش کبیر میگویم درود و افرین به سایت شما وسپاسگذارم بابت مطالب عالی که نوشتید.هنوز آثار ان زلزله مهلک در روستای چرات پابرجاست خداوند گار همه را با کوروش بشوراند. سپاس و بدرود

  7. سلام وب سایت خوب و جالبی دارین واقعا خسته نباشی فقط ادمین عزیز اگه میشه تحقیق کنید و اتفاقات عجیبی که در گذشته در بندپی و بخصوص بندپی شرقی رخ داده است را پیدا کنید و در سایت قرار بدهید مثل زلزله…

    اگر این کار و انجا بدین واقعا ممنون میشم…

     

  8. با تشکر اطلاعاتی که از زلزله ۴۷ سال پیش بسیار مفید بود

    من خودم غفاری چراتی هستم و از این اتفاق متاثر شدم

    پدر بزرگ  پدرم آنجا زندگی میکرد ولی متاسفانه در آنجا جایگاهی ندارم

    دو بار به چرات رفتم و عاشق سرزمین اجدادی شدم

  9. باسلام واحترام  دست شمادردنکند ممنون ازاینکه به تمام وقایع واتفاقات سرزمین بندپی میپردازید امیدواریم که ازاین پس خبرهای خوشحال کننده وامیدآفرین برای همه داشته باشید سربلندوپایدارباشید ( بندپی ای سرزمین نیکان الهی ازگزندحوادث مصون بمانی)

  10. بادرود وسلام
    من هم ضمن تشکراز مدیریت سایت به خاطر عکسهای جالب زلزله سنگچال و….که برای اولین بار دیدم این حادثه ی بزرگ را به بازماندگان تسلیت می گویم .

  11. عرض تسلیت دارمه خدمت بازماندگان این حادثه.
    خیلی جالب بیه من تا حالا ندونسمه چنین اتفاقی در منطقه بندپی دکته. خدا قوت دست درس.

  12. با پیچ دپیچ، ولی با کسی که صاحب همه دنیا و … هسته،نباید دپیچن.
    اتا روز ایارنه، اتا روز هم بدون اینکه کسی خبر داره،وینه!!!
    طبیعته دیگه!!!

  13. با درود سلام که مارا بیاد دوران کودکی در روستا نشل وحومه انداختید وخاطره غم انگیز زلزله سال ۳۶ را دوباره زنده کردید مردان زنان وجوانانی که در روستا نشل به زیر آور رفتند بسار بودند وهمچنین در روستاهای دیگر بند پی روان شان شاد ویادشان گرامی باد از جناب آقای حاجی ، علامزاده ودیگر عزیزانی که درآن واقعه دلخراش زحمت کشیدند نیز سپاسگذاریم ودیگر عزیزانی که درمیان مان نیستند مثل آقاشیخ حسین سلیمان تبار نشلی وغیره روحشان شاد ویادشان گرامی باد.

  14. درباره زلزله ۱۳۳۶ چیزهایی ازپدر بزرگ ومادربزرگم که ساکن روستای شیخ موسی بودند شنیده بودم درباره زمان وقوع می دانستم که پدربزرگم داشتند نماز صبح می خواندند ولی الان فهمیدم که ساعت ۴/۵ ۱۲تیر بوده . عموی من هم در زیر آوار بود که نجات پیدا کرد همچنین شنیده بودم که امدادرسانی تاحدودی خوب بوده و باهلیکوپتر لوازم موردنیاز رادر اختیار مردم قرار می دادند. از عکس های خوبی که گذاشتین ممونم اگر اطلاعی از مکان عکسها موجود است بذارین لطفا.

  15. اوه بمیرم، اینقدر فکر نکن عزیزم!!!!!!!! بیا فکر آینده باشیم که گذشته ها گذشته!!!!!با بدبختی های قدیمیها خوشحال نشو که خوبیت نداره دوست دارم عزیزم!!!!

  16. باسلام تشکر از زحمات شما، بهتر است لینک مربوط به فیسبوک را از روی سایت بردارید تا احترام به قانون گذاشته و موجب فیلترینگ نگردید./.

  17. من سال هاست که دنبال این بودم که چه اتفاقی افتاد تو زلزله . دیگه فکرشم نمیکردم عکس های اجداد و بزرگانمون رو هم ببینم. آقا کامران و علی جان واقعا از همت و تلاش شما ممنونیم . خوشحالمون کردید

  18. با سلام.نوروز مبارک.ایشالله سال خوبی داشته باشین.اگر چه با تاخیر بود ولی این پست زیبا رو دیدم.من از دیار سرسبز انیجدانم.در این حادثه دلخراش، پدربزرگ من، همسر و دوفرزند عزیزشون به نامهای حسین، ثریا رو از دست دادن.اگر چه پدربزرگ عزیزم در بین ما نیست و امسال۷امین بهاریست که بدون او هستیم اما همیشه وقتی صحبت از زلزله ۱۳۳۶میشد، اشک تو چشماش جمع میشد و ما به خودمون این اجازه رو نمیدادیم که ادامه بدیم.ایشان به همسرشون علاقه ی زیادی داشتن و متاسفانه فیلم زلزله بعد فوت ایشون به دست ما رسید.روحشان شاد و قرین رحمت…با تشکر از شما.ناگفته های زیادی این زلزله داره، ناگفته های زیادی از درد وغم مردمی که نه تنها از غم دست دادن عزیزانشون میگریستن، کمبود امکانات هم مزید بر علت بود….

  19. سلام
    ممنون بابت زحمتی که بکشینی تا این عکسها و مطالب و … ره جمع هاکنین …
    خدا روح همه کسانی که این حادثه ای دله شه جانه از دست هادانه ره بیامرزه …

      1. خواهش کمّه ، امه وظیفه هسّه وقتی اته سایت مازرونی دله فعال هسّه اما هم با نظراتی که دمی وره حمایت هاکنیم …
        عید شما رو هم موارک ووئه و ان شالله همیشه خار و سلامت ووئین …

  20. باسلام.
    آقایان ادبی و غلامعلی نیا,زحمات شما عزیزان ستودنی است.موفق باشید.
    دیدارحضوری با شما جوانان بامعرفت و محقق در نشست صمیمانه درآموزشگاه هنری صبا بندپی,موجب خوشحالی اینجانب شد.

    1. سپاس و درود فراوان ، افتخاری بود برای ما ، نشست بسیار جالب و البته صمیمانه ای بود 

      ما هم از آشنایی با شما و دیگر دوستان خوشحال شدیم و امیدواریم که از این دست نشست ها بتواند برای شناسایی فرهنگ و تاریخ منطقه مؤثر باشد و البته راهی برای پیشرفت و توسعه منطقه | پیروز و سربلند باشید

  21. با سلام خدمت دوستان . سرگذشت ناراحت کننده ی بود . و خیلی زیبا در قالب متن و عکس بیان کردید.
    عکس ها سندی تاریخی هستند . اگر مکان عکسها ، شخصیت های عکس و یا هر اطلاعات دیگر در مورد عکس موجود هست در اختیار بازدیدکنندگان سایت قرار دهید حتما مورد توجه قرار خواهد گرفت . با سپاس

  22. بسیار عالی بییه. شما نخستین کسانی هسنی که درنی خاطرات شفاهی فیروزجایی ها ره دسته بندی و مکتوب کننی. کار سختیه ولی ماندگار هسه. فرهنگی و تاریخی که مکتوب نووه، از میان شونه. شمه خنابدون

  23. بسیار زیبا و موثر بوده . امیدوارم در تمام مراحل زندگیتون موفق و پیروز باشی.

    ارادتمند شما سعید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دسته‌ها
آمار سایت
  • ۰
  • ۳۰۰
  • ۱,۸۸۷
  • ۴۴,۵۴۳
  • ۳۲۷,۴۹۶
  • ۸,۰۳۶,۹۲۷
  • ۷۶,۹۷۴
  • ۷۲۸
  • ۷,۲۹۶
  • ۱۲ مرداد, ۱۴۰۱